سکوت عجیبی دارد اینجا
دیگر تنها من مانده ام و خیال بودنت،
خنده هایت و نوشته هایی که ...
با خود چه کرده ای!؟ با من چه می کنی !؟
دلم برایت تنگ می شود وقتی می خوانمت،
وقتی بلند بلند می خوانمت
تنهایی عجیبی است، دیوانه ام می کند گاهی
وقتی می دانم دیگر برق چشمانت را توان دیدن نیست ...
کاش اینجا بودی، درست روبروی من!
سکوت می کردیم و در آن سکوت می خواندیم همدیگر را!!!

نوشته شده توسط عاطفه در سه شنبه نهم بهمن 1386 ساعت 14:49 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
سلام
به وبلاگ من خوش اومدید
من دانشجوی ترم 7 رشته تاریخ هستم.
22سالمه
متولد 23 آبانم .
خوشحال میشم از وبم دیدن کنید.
راستی نظر یادتون نره....
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY