ای تکیه گا ه و پناه
زیباترین لحظه های
پر عصمت و پر شکوه
تنهایی و خلوت من!
ای شط شیرین پر شوکت من!
ای با تو من گشته بسیار
در کوچه های بزرگ نجابت
در کوچه های فرو بسته ی استجابت
در کوچه های سرور و غم راستینی که مان بود،
در کوچه باغ گل ساکت نازهایت،
در کوچه باغ گل سرخ شرمم،
در کوچه های نوازش،
در کوجه های چه شب های بسیار
تا ساحل سیمگون سحرگاه رفتن
در کوچه های مه آلود بس گفتگوها
بی هیچ از لذت خواب گفتن،
.
.
این تکیه گاه و پناه غمگین ترین لحظه ها
-کنون بی نگاهت تهی مانده از نور،
در کوچه باغ گل تیره و تلخ اندوه،
در کوچه های چه شب ها که اکنون همه کور.
آنجا بگو تا کدامین ستاره ست
که شب فروز تو خورشید پاره ست؟؟؟
نوشته شده توسط عاطفه در جمعه دوم آذر 1386 ساعت 21:16 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
سلام
به وبلاگ من خوش اومدید
من دانشجوی ترم 7 رشته تاریخ هستم.
22سالمه
متولد 23 آبانم .
خوشحال میشم از وبم دیدن کنید.
راستی نظر یادتون نره....
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY