کاش میشدعشق رادرعمق چشمت خانه داد

یا که در اندوه و دردی مست را میخانه داد

کاش میشد این همه سوگند را در اغاز راه

شرم عشق بیخودی را معنی افسانه داد

کاش میشد غصه در کنه وجودت بال داشت

بر غرور،خاطراتت همت پروانه داشت

کاش میشد پیکر شب های غم را خاک کرد

بر لب بیمار حسرت،ارزو پیمانه داد

کاش میشد قفل زندان غرورت را شکست

در قفس میشد به لب های قناری دانه داد

کاش میشد بی خرد از شهر لیلی کوچ کرد

گوش بر اندوه بی درد دل دیوانه داد


 

نوشته شده توسط عاطفه در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 ساعت 19:52 موضوع | لینک ثابت